اپیزود شماره 3-از مجموعه پادکستهای چگونه ذهنی ورزشکار داشته باشیم

خلاصه:چگونه میتوانیم قدرت خلق زندگی خود را به دست بگیریم؟

برای دانلود پادکست صوتی این قسمت از لینک زیر اقدام کنید

 

 

 

برای ذخیره یا مشاهده فایل PDFاین قسمت  اینجا کلیک کنید

بررسی خوداگاه و ناخوداگاه:

تا اینجای کار فهمیدیم افکاری که در ذهن ما به صورت ناخوداگاه پردازش میشن ، توسط باورهای ما در گذشته شکل گرفتن، این افکار به صورت غیرارادی در ذهن تولید شده و باعث میشن که ما رفتارهایی رو از خودمون نشون بدیم که زندگی امروز ماهارو شکل داده.

حالا میخوایم بررسی کنیم نا خوداگاه چیه؟

ناخوداگاه در واقع سیستم عاملی هس که وظیفه اصلی اون حفظ و نگهداری از جون انسان هست،و اعمالی رو از قبیل نفس کشیدن ، تپش قلب، گردش خون در بدن ، ترمیم بافتهای آسیب دیده ، رشد سلولها و جایگزینی اونها ، تبدیل مواد غذایی به انرژی ، توزیع انرژی مورد نیاز بدن به قسمتهای مورد نیاز تسویه خون ، عکس العملهای بی اختیار در هنگام احساس خطر ، الارم دادن توسط درد و هزاران هزار کار دیگه که شما روزانه به صورت غیرارادی انجام میدید،همه  اینا توسط ناخوداگاه انجام میشه ، و به طور کلی ناخوداگاه زندگی انسانها رو در تمامی لحظات پیش میبره ، مگر اینکه شما به صورت آگاهانه کنترل ذهن خودتون و درنتیجه ناخوداگاه رو برای لحظاتی در دست بگیرید و سعی کنید متفاوت با ناخوداگاه خود عمل کنید.

برنامه هایی که یک فرد در طول زندگی خودش داره تماما توسط ناخوداگاه پیاده سازی میشه ، حالا این برنامه ها که ما اسم اونارو باور گذاشتیم به مرور زمان و با تکرار زیاد توسط خوداگاه به صورت کاملا اگاهانه تکرار شده و ما از انجام اون احساس خوبی داشتیم ، حالا هرچی که میخواد باشه و هر نتیجه ای که میخواد داشته باشه فرقی نمیکنه ، با تکرار کارهایی که ما به صورت آگاهانه انجام دادیم ، به مرور این رفتار تبدیل به یک باور شده که این باور در ضمیر ناخوداگاه نشسته و توسط اون داره اجرا میشه .

این فرایندی رو که الان توضیح دادم مردم عادی بهش میگن عادت ، مثلا میگن فلانی به سیگار کشیدن عادت کرده دیگه ، یا مثلا فلانی به ورزش کردن عادت کرده دیگه و اسم عادت رو روی اون میذارن.

 

دقیقا ناخوداگاه مثل سیستم عامل میمونه مثل ویندوز که روی لپ تاپمون نصب میکنیم و باورها مثل نرم افزارهایی که ما روی اون اجرا میکنیم میمونن که هرکدوم کار خاصی رو برای ما انجام میدن ، جسم ما هم که همون سخت افزاره مثل لپ تاپ، شما تا موقعی که ویندوز روی لپتاپت نداشته باشی کار خاصی نمیتونی باهاش بکنی و وقتی هم که ویندوز نصب کردی باید برای اینکه به هدفت برسی برنامه هایی رو نصب کنی که میتونن به شما خدماتی بدن که شمارو به سمت هدفتون سوق میده.

 

خب حالا که یکمی با ناخوداگاه و خوداگاه آشنا شدیم باید بدونیم که راه نفوذ به ناخوداگاه و نصب باورها روی اون چطوریه؟

برای اینکه شما بفهمید چطور میتونید یک باور رو وارد ناخوداگاهتون کنید اول باید چنتا چیزو بدونید.

  • اول باید بدونید که ناخوداگاه اصلا دلش نمی خواد تغییر کنه و اصلا تغییر کردن رو دوست نداره، مگه اینکه وادارش کنید به این کار.
  • دوم اینکه ناخوداگاه رو نمیتونیم فریب بدیم.
  • سوم اینکه ناخوداگاه چیزایی رو که سخت بدونه و انجامش رو سخت احساس کنه بهشون تن نمیده.
  • ناخوداگاه بر اساس باور عمل میکنه و تا زمانی که هدفی رو قابل باور ندونه اقدامی برای رسیدن بهش انجام نمیده ، حالا شما هرکاری دلت میخواد بکن ، بالاخره منصرفت می کنه.
  • چهارم اینکه باورهای ما باید قابل باور کردن باشن و هروقت بهشون فکر میکنیم و خودمون رو توی شرایطی قرار میدیم که باورمون رو توی ذهنمون تصور میکنیم ، دقیقا این احساس به ما منتقل بشه که این کار شدنیه و خودمون رو حالی ببینیم که به هدفمون رسیدیم.

وقتی که همین چند عامل ساده رو رعایت کردید وقت اون رسیده که قلم و کاغذ رو بردارید و دقیقا بنویسید که چی میخواین .

مثلا فردی رو تصور کنید که قد 180 سانتیمتری داره و وزن اون 67 کیلو گرم هست ، این فرد میخواد به وزن 74 کیلو گرم برسه و از تناسب اندام برخوردار بشه . ابتدایی ترین کار اینه که روی کاغذ خواسته هاشو یادداشت کنه و دقیقا بنویسه که چی میخواد ! مثلا بنویسه که من میخوام 7 کیلو وزنم رو به صورت کاملا اصولی با تغذیه صحیح افزایش بدم و از نظر فرم بدنی دارای عضلات تفکیک شده ای بشم و یا اینکه ماهیچه های شکم ، ران ، بازو و … رو با همچین مشخصاتی ست کنم .

این کار و این نوشتن به این خاطر هست که ذهن تا زمانی که برنامه مدون و مشخص و واضحی نداشته باشه خودش رو ملزم به رعایت اون نمیدونه و به مرور شمارو اذیت میکنه تا از ادامه کار منصرف بشید ، ولی وقتی برنامه های خودتون رو روی کاغذ آوردید و کاملا واضح اونهارو شرح دادید،هروقت که ذهنتون خواست شمارو از ادامه راه منصرف کنه ، شما با یه یادآوری ساده و تصویر سازی از اون برنامه ای که داشتید ، میتونید ذهن خودتون رو متقاعد کنید که در ادامه راه کمکتون کنه تا به نتیجه برسید.

خب این فرد بعد از اینکه دقیقا توی ذهنش خودش ، خواستشو تصور کرد و دقیق فهمید که چی میخواد حالا وقت اونه که اقدام کنه!

خب از کجا شروع کنه؟ باید بیاد از اول خواستشو سطر به سطر بخونه و برای اون راه حل ارایه بده  مثلا باید به خودش بگه برای اینکه به صورت اصولی و با تغذیه صحیح وزن اضاف کنم بهترین راه حل اینه که برم پیش یه دکتر متخصص تا از علم اون استفاده کنم و برنامه غذایی بگیرم ، دومین راه اینه که ورزش کنم تا سوخت و ساز بدنم بالا بره ، درگام بعدی باید ببینه چه ورزشی رو دوست دارم و این ورزش چقدر میتونه به من در راه رسیدن به تناسب اندام کمک کنه و بعد از اینکه ورزشش رو انتخاب کرد باید ببینه که آیا نیاز به تمرین با وزنه رو هم داره یا نه و برای این کار از یه مربی پرورش اندام کمک بگیره و همینطوری بره جلو و جلو و راه حل ارائه بده برای هدفی که در نظر گرفته.

ذهن ورزشکار

وقتی دیگه راه حلی به نظرش نرسید باید برگرده و اونایی رو که بی دلیل نوشته و یا احساس خوبی بهش منتقل نمیکنه رو، حذف کنه، چون ممکنه که درحال نوشتن یه مطالبی به ذهنتون بیاد که بعد که دوباره اونو مطالعه میکنید متوجه میشید که لزومی برای انجام این کار نیست و میتونه حذف بشه و جاشو به برنامه ها و راه حلهای بهتر بده .

بعد از مشخص شدن راه حلها باید اونهارو به ترتیب اولویتی که دارند دسته بندی کنیم ، یعنی اینکه کدوماشون بیشترین قدرت تغییر در مارو دارند و از کدوم راه حل شروع کنیم که حس و حال بهتری بهش داریم و کدوم راه حل ساده تر و دم دست تر هست و زودتر میتونیم اون رو اجرایی کنیم و در مرحله آخر شروع کنیم به اقدام کردن.

با این چنتا کار ساده، هدفی که شما برای خودتون توی ذهنتون در نظر گرفتید و اون رو به صورت یک راهکار قابل اجرا درآوردید توی ذهنتون به صورت یک نقشه راه، نقش میبنده و ذهنتون میپذیره که این کار شدنیه!

وقتی شما نقشه راه رو داشته باشی و مطمن باشی که این نقشه شمارو به هدفت میرسونه پس الان دیگه کار خاص دیگه ای نداری جز اینکه توی مسیر گام برداری ، و اقدام کنی و تکرار کنی ، تا به نتایج دلخواهتون برسید.

به یاد داشته باشید که تغییر در وضعیت فیزیکی بدن برای افزایش یا کاهش وزن یا تناسب اندام با یکی دو ماه امکان پذیر نیست و شما از همین ابتدا باید بدونید که ممکنه یکی دوسال طول بکشه تا مثلا 10 کیلو به وزنتون اضاف یا کم بشه پس صبور باشید و ایمان داشته باشید که راهتون درسته و به نتیجه میرسه و شروع کنید به تکرار اون.از طرفی شما باید به این نتیجه برسید که از حالا تا اخر عمر هرروز باید بخشی از ساعات روزانه خودتون رو به ورزش کردن اختصاص بدید و این کار برای شما به یک سبک زندگی تبدیل بشه  و به مرور خودتون رو در زمینه های ورزشی که دوست دارید تقویت کنید.

با تکرار این کارها به صورت اگاهانه ، ناخوداگاه شما متوجه میشه که شما قصد تغییر دارید هروقت که افکار منفی به ذهن شما خطور کرد که خواست شمارو از مسیر منحرف کنه شما باید با استفاده از باورتون و با استفاده از تجسم رویاتون به ناخوداگاهتون حالی کنید که بیا ببین ، ببین که من هدفم چیه و دارم توی چه مسیری گام بر میدارم ، بهش این اعتماد رو بدید که شما کار درست رو دارید انجام میدید و مطمن هستید که بالاخره به هدفتون میرسید، این تبادل اطلاعات بین خوداگاه و ناخوداگاه باور شما رو قوی تر میکنه و دفه بعد که افکار منفی به سراغتون اومد از قدرت کمتری برخوردار هس و شما با قدرت بیشتری میتونید اون رو راضی کنید که نذاره افکار منفی توی ذهنتون پردازش بشه .

این فرایند همیشه و تا آخر عمر باید توی ذهن شما تکرار بشه ، چون ناخوداگاه کارش همینه که شمارو منصرف کنه و و ضعیت شما رو ثابت نگه داره و برای اینکه شما بتونید مدام پیشرفت کنید باید آگاهانه با باورهایی که برای اهدافتون ساختید با اون مبارزه کنید تا به مرور یک باور در ناخوداگاه شما به اصطلاح نهادینه بشه و هیچ طرز تفکری چه از بیرون و چه از درون ذهن، نتونه بر اون خللی ایجاد کنه ، وقتی که به همچین مرحله ای برسید و باور در ذهنتون ثبت بشه ناخوداگاه شروع میکنه نسبت به اون باوری که قبولش کرده رفتار میکنه و زندگی شما رو براساس اون باور دستخوش تغییر میکنه و این فرایند رو برای هرکاری و هرباوری که دوست داشته باشید باید پیاده سازی کنید و هرروز سعی کنید که باورهای قبلیتون رو تقویت کنید و باورهای جدید برای خودتون بسازید و روی اون کار کنید.

شاید به ذهنتون برسه خب چراباید این کارو بکنم؟

پاسخ اینه که شما اختیار دارید و بارز ترین وجه تمایز انسان با دیگر حیوانات اختیار هست! شما اختیار دارید که هر مسیری رو انتخاب کنید ، اختیار دارید که باور کنید و ایمان داشته باشید که می شود و یا اینکه باور نکنید و بترسید و بگوئید که نمی شود ، شما هرطور فکر کنید همونطوری میشه و این اختیاری هست که خداوند در وجود همه ماها قرار داده.

مجموعه افکاری که ما توی ذهن داریم و اختیار و انتخابهایی که در زندگیمون داریم سرانجام شخصیت ، زندگی ، سلامتی ، آرامش ، شادی ، ثروت و درنهایت زندگی مارو میسازه و اگه امروز یکی رو میبینی که به بالا ترین درجات ورزشی دنیا رسیده و انسان ثروتمند و شاد و با آرامشی هست به خاطر انتخاب ها و باورهایی بوده که داشته ، آیا کسی جلوی پیشرفت شمارو میتونه بگیره؟ کسی میتونه به شما بگه کاری رو بکن یا نکن؟ موفق بشو یا نشو ، سلامت باش یا نباش؟

این خود ما هستیم که در نهایت تصمیم میگیریم و اختیار انتخاب گزینه هارو داریم و خود ما هستیم که باید راه رو انتخاب کنیم ، باورش کنیم و برای رسیدن بهش تلاش کنیم و ایمان داشته باشیم که اگه با تمام وجود دنبال خواستمون بگردیم حتما بهش میرسیم.

در دوره راهکار عملی دستیابی به یک ذهن ورزشکار ما دقیقا گفتیم که برای تحقق یک هدف و رویا چطوری باید عمل کنید و فرایند و پروسه های اون چطوری هست و چطور میتونیم افکارمون رو به رویا تبدیل و اونهارو به باور و سپس وارد ناخوداگاه کنیم و ازشون لذت ببریم و بهشون برسیم.ریز به ریز جزئیات رو بیان کردیم و با اینکه این اطلاعات برای دستیابی به یک ذهن ورزشکار هست ولی فرد میتونه با استفاده از اونها به هرهدفی که میخواد برسه .توی دوره راهکار عملی دستیابی به یک ذهن ورزشکار بعد از اینکه ما فرد رو کاملا با ساختار ذهنی و قوانین حاکم بر ذهن  آشنا کردیم و بهش دقیقا گفتیم که چکار باید بکنه و چه تمرینهای ذهنی رو انجام بده تا ذهنش کاملا برای ورزش کردن آماده بشه ، ویدیوهایی رو آماده کردیم به صورت هدیه همراه دوره که دارای سه سطح تمرینی از نظر فشار هستن که از سطح کاملا آماتور و کم تحرک و کسی که مدتهاست ورزش نکرده اون رو آماده میکنه تا به یک ورزشکار تبدیل بشه و آموزش داده شده که چطوری هم ذهنشو و هم جسمشو همزمان برای لذت بردن بیشتر از زندگی و مزایای ورزش کردن آماده بکنه.

نتیجه گیری :

شما بعد از آشنایی با این سیستم اگر قصد دارید که تغییر کنید باید بدونید که تغییر کار سختی هست ولی خبر خوب اینه که شما راه رو میدونید ، پس شروع کنید از تغییرات جرئی و کوچیک و به نتیجه برسید ، دیدن نتیجه در تغییراتی که در زندگیتون ایجاد کردید باعث میشه که ناخوداگاه شما بیشتر به وضوح و باورهای قدرتمند تری برسه ، یعنی هرچقدر نتایج بیشتر بشن شما بیشتر به باورهای سازنده تر نزدیک میشید و از به هم پیوستن نتایج کوچک هست که نتایج بزرگ و اهداف بزرگ شکل میگیرن ، مثلا شما برای اضافه کردن وزن 10کیلویی وقتی که در ماه اول یک کیلو وزن اضاف میکنید، ناخوداگاهتون باورش میشه که اگه توی یه ماه 1 کیلو تونستم اضاف کنم پس توی 10 ماه پیش رو هم، همین روند رو میتونم ادامه بدم.ممارست کنید و سعی کنید که هرروز اقدام کنید و هرروز برنامه ای رو برای رسیدن به هدفتون داشته باشید و اون رو توی زندگیتون پیاده سازی کنید ، صحبت با ناخوداگاه یادتون نره و استفاده از عبارات تاکیدی برای تغییر جهت افکار از منفی به مثبت رو فراموش نکنید.مغز مثل یک سخت افزار ، مثل یه ابزار میمونه ، یه قطعه ای که باهاش پردازش و کنترل انجام میگیره ، حالا اختیار استفاده از این ابزار و سخت افزار قدرتمند به صورت پیش فرض به ناخوداگاه سپرده شده و ما هرازگاهی اون رو به صورت آگاهانه در اختیار میگیریم ، درطول زندگی یک انسان 95درصد از عمر ، توسط کنترل ناخوداگاه بر ذهن سپری میشه و افرادی موفق هستن که بتونن این آگاهی و کنترل خوداگاه رو توی زندگیشون بیشتر کنن.

برای دانلود فایل صوتی این قسمت از لینک زیر اقدام کنید

 

 

 

 

برای ذخیره یا مشاهده فایل PDFاین قسمت  اینجا کلیک کنید

 

  • مسعود پور تیموری
  • 2
  • 1,231 بازدید
  • 29 جولای 18
برچسبها
جعبه دانلود
مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید.

بهتر است دیدگاه شما در ارتباط با همین مطلب باشد.

  1. سورنا :
    08 جولای 20

    اگر فردی سیدی های دو رو خرید کرده باشد ایانیازی به خرید سی دیهای 1 هم هست مثل خرید شکم وباسن ایتا نیازی به خرید سیدیهای 1 انهاهم هست

    • مسعود پور تیموری :
      09 جولای 20

      سلام اگر سطح آمادگی بدنی تون خوبه و تمرینها بهتون فشار زیادی وارد نمیکنه که خیر.ولی اگر فشارش براتون زیاده باید از سطح شروع کنید

0