پادکست صوتی قسمت چهارم چگونه ذهنی ورزشکارداشته باشیم؟(تمرکز بر نکات مثبت)

خلاصه: چگونه ذهنی ورزشکار داشته باشیم( قسمت 4 تمرکز بر نکات مثبت)،انتخاب بین انرژی منفی و انرژی مثبت در لحظه و راهکارها و تکنیک عملی برای انتخاب احساس خوب و نشاندن آن برروی صندلی پردازش افکار منفی.

برای ذخیره یا گوش دادن به فایل صوتی قسمت چهارم  و همچنین فایل PDF

دوره رایگان چگونه ذهنی ورزشکار داشته باشیم

با موضوع: تمرکز بر نکات مثبت و تکنیکهای انتخاب حال خوب

به ترتیب زیر عمل کنید:

1.برروی دکمه سبز رنگ زیر کلیک کنید

2.درصفحه بعد نام و آدرس ایمیل خود را وارد کنید

3.لینک دانلود برای شما نمایش داده میشود

 

قانون جذب:

قانون جذب میگه که هرچیزی همتای خودش رو جذب میکنه ، احساس خوب ، احساس خوب و اتفاقات خوب رو جذب میکنه و احساس بد ، احساس بد و اتفاقات بد رو جذب میکنه.

این قانون به این صورت عمل میکنه که شما هر لحظه مشغول ارتعاش فرکانس هستید ، فرکانس چیه؟ فرکانس به معنی علمی: تعداد تکرار در واحد زمان هست ، درواقع ما چیزهایی رو زیاد تکرار میکنیم که باورشون داریم و فکر میکنیم درسته و افکار ما هستن که در طول زندگی همیشه در حال تکرار شدن هستند و تکرار ها باعث ایجاد ارتعاش از سمت ما به کائنات میشه ، که بر اساس قانون جذب مشابه همون افکار و احساسات رو به زندگی خودمون جذب میکنیم. افکار و باورهای ما هستن که روند زندگی مارو در طول یک روز می سازن ، حالا شما هر حسی داشته باشی ، ارتعاشش به کائنات ارسال میشه و دقیقا مشابه همون احساس و اتفاق برای شما توی زندگیتون اتفاق میافته.

ربط قانون جذب با موضوع ما چیه؟ پاسخ اینجاست که ما مشغول بررسی ذهن ورزشکار هستیم و با آگاهی و به کار گیری این قانون خارق العاده و تمرین های ذهنی میتونیم اتفاقات و احساسات مثبت و دلخواه رو به زندگیمون جذب کنیم ، که میتونه یکی از این اتفاقات خوب ورزش کردن روزانه باشه.

قانون جذب مثل بقیه قوانین الهی نامحدود هست و اینکه شما به چه میزان میتونید از این قانون بهره برداری کنید و اون رو به خدمت بگیرید بستگی به ظرفیت خودتون داره و تمرینهایی که در طول روز انجام میدید تا این قانون رو باور کنید.

ذهن ورزشکار

وقتی افکار ما چنین قدرتی دارند که ما میتونیم همه جهان رو به تسخیر خودمون در بیاریم خب چرا نمیتونیم ازش استفاده کنیم؟ چرا نمیتونیم اونطوری که باید و شاید اون رو به خدمت بگیریم و چرا نمیتونیم مدام حالمون خوب باشه تا اتفاقات خوب برامون بیافته ، چرا گاهی یادمون میره و به کل همه چیزو فراموش می کنیم و کارخودمونو میکنیم؟

پاسخ برمیگرده به کنترل ذهن . شما تا زمانی که به صورت آگاهانه افکارت رو کنترل میکنی ، خیلی خوب میتونی احساس و افکارت رو به سمتی هدایت کنی که دوست داری ، ولی خب چون کنترل ذهن همیشگی نیست و انسان نمیتونه در همه دقایق زندگیش کنترل ذهنش رو به دست بگیره ، در نتیجه وقتی که افکار ذهن ما به دست ناخوداگاه میافته ، ناخوداگاه طبق فرمولی که براش تعریف شده ، شروع میکنه و افکار و احساسات مارو بر اساس باورهامون پیاده سازی میکنه ، یعنی از باورهایی که در ذهن ما از قبل ثبت شده ، درست یا غلط ، خوب یا بد ، پردازش میکنه و به روال عادی زندگی ادامه میده و اصلا براش اهمیت نداره که این فکر صحیح هست یا غلط ، چون کاری بهش نداره اصلا ، ناخوداگاه فقط از باورهایی که در ذهن ما ریشه دارند و ثبت شدن میخونه و عمل میکنه ، حالا ممکنه هر حسی باشه مکنه شما باور داشته باشی که زندگی بدون ورزش در اوج لذت سپری میشه و برای سلامتی باید تنبل بود  خب به محضی که کنترل ذهنت رو اگاهانه از دست بدی ، ناخوداگاه شروع میکنه به انجام رفتارهایی که در نهایت به این باور ختم میشن .

خب قبل از ادامه بحث قانون جذب لازم هست که یه بار دیگه باور رو درست درمون توضیح بدیم ، تا کاملا با مفهوم باور آشنا بشید دوستان.

باورها در ذهن ما ثبت شده هستن ، همین الان شما تعداد زیادی باور توی ذهنت داری که ثبت شده و داری بوسیله اونها زندگیت رو پیش میبری ، باورها بر میگردن به گذشته ما ، به حرفهایی که از اطرافیانمون ، دوستان ، خانواده ، جامعه در مورد موضوعی خاص شنیدیم و وقتی که دیدیم همه راجب یه موضوعی یه نظر مشترک دارند ما هم باور کردیم که این موضوع حقیقت داره .در واقع باورها مثل آئینه میمونن ، مثل تصویری که ما میبینم ، انسانها چیزایی رو که میبینن بهتر باور میکنن ، مثلا امروز ما وقتی یه هواپیما رو توی آسمون می بینیم باور داریم که همچین چیزی امکان پذیر هست و شدنیه ، ولی اگه یه انسان رو از 200 سال پیش به زمان حال بیاریم و بهش بگیم یه پرنده هایی هستن که ادم میتونه سوارشون بشه و باهاشون پرواز کنه به مسافتهای دور ، آیا باورش میشه؟ حتی اگه نشونش هم بدیم خیلی سخت میشه که اون باور کنه که این امر امکان پذیر هست! چرا ؟ چون نه تا حالا دیده بوده و نه شنیده بوده ، ولی وقتی که بتونه رخ دادن اون اتفاق رو ببینه و هرروز براش تکرار بشه بعد از چند مدت برای اون هم مثل ما عادی میشه و اون باور میکنه که همین چیزی امکان پذیر هست.

باورها یک سری از واقعیتهای زندگی ما هستن که میتونن زندگی رو جذاب تر کنن و به ما قدرت تحرک و اقدام ببخشن ، باورها واقعیتهایی هستن در آینده،  که ما توی ذهنمون هر لحظه اونها رو به وضوح میبینیم

با اینکه توی زندگی الان ما باورها وجود ندارند و ما نمیتونیم اونها رو لمس کنیم ، ولی میتونیم توی ذهنمون باهاشون زندگی کنیم و لمسشون کنیم و توی باورهامون در آینده زندگی کنیم .

وقتی شما یه چیزی رو باور داری ، هر نوع پالس منفی فکری ، چه از آدمهای اطراف و چه از درون ذهن خودمون نمیتونه مانع از این بشه که شما بگی نه من اشتباه کردم و تو درست میگی، چرا ؟ چون باور داری.

مثلا وقتی شما باور داری پرواز بخشی از وجود یک پرنده است ، هرچقدر هم که دیگران با دلیل و منطق و فلسفه به شما بگن که اینطوری نیست ، شما قبول نمیکنی ! چرا ؟ چون باور داری ، چون با چشای خودت دیدی ، چون پرواز رو لمس کردی و چون باور داری که پرواز یه حقیقت انکار ناپذیره.

ذهن ورزشکار

باور یعنی آینده ای که شما به تحقق یافتنش برای خودت ایمان داری ، این طرز فکر خارق العاده سرانجام توسط قوانین الهی دریافت شده و مسیر هدایت برای تحقق باورها توسط قاون جذب به زندگی شما جذب خواهد شد و راه به شما نشون داده میشه ، اگه که به باورهات مثل پرنده به پرواز ایمان داشته باشی.  

حالا می میخوایم بگیم که چطوری میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم و از قانون جذب استفاده کنیم و مدام اتفاقاتی رو به سمت خودمون بکشونیم که دوست داریم و وقتی این اتفاقات توی زندگی ما رخ داد و ما نتیجشو دیدیم ، اونوقته که میفهمیم قانون جواب میده و مدام این کار رو تکرار میکنیم و نتایج بیشتری میبینیم و این کار رو تا جایی ادامه میدیم که این قانون به صورت یک باور در ذهن ما ثبت بشه ، وقتی که قانون جذب به صورت یک باور در ذهن شما ثبت شد ، و متوجه شدید که احساس خوب مساوی هست با اتفاقات خوب ، در نتیجه زمانی که یک احساس و فکر منفی به ذهنتون خطور میکنه، که شمارو به سمت اعمال و افکار منفی هدایت میکنه که دوست ندارید ، حتی اگه اون لحظه کنترل ذهن خودتون رو اگاهانه در دست نداشته باشید ، پالسهایی از سمت باورمثبت شما به ذهنتون ارسال میشه ، که حامل این پیام هست که: قانون جذب میگه که احساس خوب مساوی است با اتفاق خوب ، پس حالا که احساست منفی شده اشکال نداره ، سعی کن همین الان تغییر جهتش بدی و حالتو خوب کنی و این0 فرایند اتوماتیک در وجود شما نقش میبنده و شما هروقت که حستون منفی شد سریع زنگ خطر به صدا در میاد و اگاهانه اون رو مهار میکنید.

مثالی برای آشنایی بیشتر:

فردی رو تصور کنید که به خودش می گه این بیماری نسل اندر نسل اجداد من روبه کام مرگ کشونده و پزشکا راه حلی براش ندارن . خب به نظر شما نتیجه این نوع طرز فکر چیه؟ آیا فردی که اینطوری فکر میکنه میتونه بر بیماریش غلبه کنه؟ آیا می تونه زندگی سالمی داشته باشه؟

جواب من که صددرصد منفیه شما رو نمیدونم.

خب این فرد اگر تحت پوشش بهترین کادر بهداشت و درمان جهان هم قرار بگیره تا زمانی که با این باور زندگی میکنه،هرگز نمیتونه به سلامتی برسه. چرا ؟ جواب اینه که اون داره با افکار منفی که توی ذهنش میپرورونه به نیمه خالی لیوان فکر میکنه و هرروز و هرروز نتایجی از همون قسمت نیمه خالی لیوان جذب زندگیش میشه و هرروز بیماریش بدتر و بدتر میشه تا سرانجام تسلیم میشه و خلاص.

شاید شنیده باشید از دورو برتون ،که فلانی بعد از گذشت شش ماه از اینکه متوجه شد سرطان داره از دنیا رفت، با اینکه دکتر میگفته اون 5 ساله که سرطان داشته و نمیدونسته و علتش دقیقا همینه.

فرد تا وقتی که نمیدونسته بیماری صعب العلاج داره ،داشته به روند زندگیش ادامه میداده و بیماری سرعت پیشرفت زیادی نداشته ، اما وقتی که فهمیده سرعت بیماری اونقدر افزایش داشته که بعد از شش ماه اون رو از بین برده.چرا توی 5 سالی که این بیماری رو داشته ولی ازش اطلاع نداشته ، بیماری نتونسته که جونشو بگیره؟ چرا از وقتی که فهمید! شش ماه بیشتر دوام نیاورد؟

چون صبح تا شب نشسته به جستجوی علائم بیماری توی خودش و مدام ذهنش درگیر بیماری و علائمی بوده که توی بدنش ایجاد شده . خب طبق قانون جذب ، احساس و افکار و اتفاقات منفی رو به زندگیش وارد کرده و بیماری رو هرروز و هرروز قدرتمند تر کرده.

قصدم این نیست که شمارو ناراحت کنم ، میخوام متوجه بشید که افکار ما و طرز نکاه و رفتار و فکر ما به مشکلی که برامون پیش میاد چقدر میتونه قدرتمند باشه و این انتخاب دست ماست که نیمه پر لیوان رو ببینیم و امیدوارانه رو به جلو بریم و اتفاقات مرتبط با نیمه پر رو به زندگیمون جذب کنیم یا نیمه خالی لیوان رو.

اصلا مهم نیست که شما چه مشکلی داری ، اضافه وزن داری یا از لاغری رنج میبری ، تناسب اندام نداری یا با ورزش کردن مشکل داری ، یا هر مشکل دیگه ای، اصلا فرق نمیکنه . ذهنی که قدرت داره شیش ماهه یه انسان رو به سمت نابودی ببره ، این قدرت رو هم داره که شیش ماهه اون رو به سمت بهبودی ببره ، این وسط مائیم که باید انتخاب کنیم .

ذهن

البته این کار بسیار کار سختی هست ولی خب شدنیه ، آدمهایی هستن که این راه رو رفتن ، ما باید از همین لحظه یاد بگیریم که ذهنمون رو چطوری تمرین بدیم که به این مرز از توانایی و قدرت برسه!  شاید شما الان در شروع کار نتونید تمرکز و کنترل لازم رو روی ذهنتون داشته باشید ولی باور کنید که اگه تمرینهای ذهنی و مبارزه با افکار منفی رو ادامه بدید و بدونید که این تمرینها 3 تا 5 سال آینده شمارو به یک انسان فوق العاده قدرتمند تبدیل میکنه ، خب چرا انجامش ندیم؟ با انجام تمرینهای ذهنی و مبارزه با افکار منفی و اینکه سعی کنیم ذهنمون رو از احساس منفی خالی کنیم و با حس مثبت و انرژی مثبت پر کنیم هم زندگی امروزمون خوب میشه و هم آینده به یک انسان فوق العاده قدرتمند و مثبت تبدیل میشیم که مدام مشغول جذب اتفاقات خوب به زندگی خودمون هستیم.

 وقتی مدام بشینی و نیمه خالی لیوان رو ببینی هیچوقت نمیتونی به موفقیت برسی ، باید بلند و شی و اقدام کنی و مدام نیمه پر رو ببینی و سعی کنی همیشه حالتو خوب نگه داری ، در ادامه با ما باشید تا دقیقا بررسی کنیم چطوری میتونیم حال خودمونو هر لحظه خوب نگه داریم و در شرایط سخت زندگی امیدوار باشیم.

متاسفانه ما خیلی خوب بلدیم نیمه خالی لیوان رو ببینیم و مثال بالا رو توی زندگی 90 درصد از ماها میشه دید، به راحتی میتونیم ببینیم کسایی که از تغییر میترسن و هرگز تلاشی برای رسیدن به رویاهاشون نمیکنن ، چطوری ذهنشون رو برنامه ریزی کردن که فقط نیمه خالی لیوان رو ببینن ، تا یکی میره بهشون میگه من میخوام فلان کارو کنم و باهاشون مشورت میکنه ، بدون لحظه ای فکر اولین بازخوردی که ازشون میشه شنید یه جمله منفی هست، از معایب اون کاری که بهشون گفته شده.

یعنی طرف اصلا فکر نمیکنه که اون دوستش چی بهش گفته ، هدفش چیه ، چیکار میخواد بکنه ، برنامش چیه ، سریع یه جمله منفی کادو پیچ میکنه میده بهش.

خب برگردیم به مثال قبل: حالا فردی رو تصور کنید که با همون شرایط جسمانی بیماری که گفته شد ، طرز تفکر مثبتی به آینده داره و امید خودش رو از دست نداده و برای بهبودی  با وجود اینکه پزشکا  ازش قطع امید کردن کار خودشو میکنه و باورهایی قدرتمند و مستحکمی داره که به وسیله اونها امیدهای خودش رو زنده نگه میداره و همیشه مشغول دیدن نیمه پر لیوان هست.

خب به نظر شما این فرد می تونه  بهبودی خودش رو به دست بیاره؟

مشکل کجاس؟

مشکل اینجاست که ما انسانها دنیا رو با دید محدود خودمون نگاه می کنیم،قوانینی که ما برای خودمون درست کردیم عین خودمون محدود هستن و ممکنه که ما برای درمان یک نوع بیماری خاص از دید محدود خودمون، هیچ راه حلی نداشته باشیم، اما بیائید با دید نا محدود خداوند به داستان نگاه کنیم،مثل فرد دوم.

درسته که پزشکا برای این بیماری درمانی ندارن !. اما آیا خداوند هم ،قادر نیست که بر پلک بر هم زدنی این بیماری را از وجود کسی پاک کنه؟ آیا خداوند هم محدود هست ؟

پس برای چی خداوند این کار رو نمی کنه؟ چون ما ایمان کافی نداریم. چون ما باور نداریم. چون ما نمی خواهیم،وگرنه برای خداوند هیچ کاری نداره که در پلک بر هم زدنی تمامی خواسته های ما رو برآورده کنه.

ذهن ورزشکار

وقتی  به فرد دوم خبر بیماری ناعلاج رو میدن ، اون به خودش میگه:

  • من باور دارم که مرگ و زندگی دست خداست
  • من باور دارم که میتونم راه درمان رو پیدا کنم
  • من باور دارم که خداوند بخشنده و مهربان هست و صلاح من رو میخواد
  • من باور دارم که میتونم بجنگم
  • من باور دارم که فرصت دارم
  • من باور دارم که زندگی یعنی جنگیدن با سختی ها
  • حکمت خداوند این بوده که این به این بیماری دچار بشم تا بتونم توانایی های خودمو کشف کنم
  • تا بتونم به انسان قدرتمند تری تبدیل بشم
  • من باور دارم که خداوند رحمان و رحیم هست و به من کمک میکنه
  • و الی ماشاا…

همینطوری بگی برو تا آخر و هرچی پیش بری ذره ای از احساس منفی رو نمیتونی در ذهن این فرد پیدا کنی و این همه باور مثبت و سازنده یه شبه در ذهن این فرد نقش نبسته و اون سالهاست که داره با این باورها زندگی میکنه و ذهنش رو تمرین میده تا افکاری رو که بهش احساس خوبی منتقل میکنن باور کنه و وقتی هم که مشکلی براش پیش بیاد با تکیه بر همین باورها به راهش ادامه که خیلی بهتر از دیدن نیمه خالی لیوان هست ، حتی اگه دروغ باشه!

خداوند عزوجل درقرآن، در آیه 60 سوره غافر میفرماید : بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا

البته منظور اصلی این آیه پرستش و عبادت خداوند بوده، و  که کسانی رو که ایمان آوردند تشویق میکرده به اینکه به یاد خدا باشن و اون رو عبادت کنند ،ولی وقتی که عمیق تر به این آیه نگاه کنیم ، میبینیم که پرستش خداوند و نمازی که امروز ما  مسلمونا میخونیم ، از اولش تا آخرش از کلماتی استفاده شده که همه اونها بار روانی مثبت دارند و به یگانه بودن و یکتایی خداوند و اینکه خداوند مهربان و بخشنده و آمرزنده هست مپردازه .

خوب که دقت کنیم میبینیم خداوند سر منشا اصلی تمامی انرژی های مثبت جهان هستی هست و ما باخوندن و عبادت و به یاد اون بودنه که احساس خوبی داریم و آرامش بیشتری داریم ، پس منشاء آرامش خداوند هست و شما وقتی که به یاد خداوند باشی،آرامش داری. و آرامش رو به زندگیت جذب میکنی و هرجا یاد خدا هست وسوسه های شیطان و افکار منفی نمیتونن وجود داشته باشن! چرا؟ چون یاد خداوند نور هست و افکار شیطانی تاریکی.

 طبق قانون جذب یاد خدا یعنی احساس خوب و احساس خوب یعنی اتفاقات خوب . وقتی مطمئنی که تو ایمان آوردی و در تمامی کارهات خداوند رو مد نظر قرار میدی ، دیگه خاطرت جمع هست که خداوند در صفت بخشندگی بی نهایت هست و اصلا هیچ مشکلی نداره با اینکه که همه خوبی های دنیا رو به بندش ببخشه ، وقتی احساست خوب باشه و باور داشته باشی که خداوند برای تو خوبی می خواد دیگه خیالت راحته که توی زندگیت همه مشکلاتت برطرف میشه و احساست رو خوب نگه میداری و میدونی که احساس بد نمیتونه مشکلاتتو حل کنه ، پس مشکلاتتو با دید مثبت نگاه میکنی ، احساستو خوب نگه میداری و منتظر میمونی تا راه حل مشکل بهت نشون داده بشه و اونوقت اقدام میکنی و درستش میکنی.

خداوند بخشنده و مهربان هست و در این صفات نامحدود و بی نهایت ، و تنها راه رسیدن به مخازن نعمات نا محدود خداوند فقط و فقط و فقط اینه که تو ایمان داشته باشی که می شود ، باور داشته باشی که می شود و بخواهی و در این راه صبر و مقاومت کنی تا عیار تو سنجیده بشه و میزان ایمانت آزمایش بشه به رحمت خداوند، بعد از اینکه کائنات میزان ایمان تورو نسبت به باورهای خودت سنجید ، اونوقته که نشانه های رحمت خداوند یکی یکی ظاهر میشه و ما رو به سمت رویاها و اهدافمون سوق میده.

اینطوری نیست که شما به زبون بیاری و اتفاقی بیافته ، باید از اعماق وجودت، احساست ، ریشه بگیره و خودت هروقت به خداوند فکر کنی ، اون رو احساس کنی و دلگرم بشی به اینکه خدایی هست و پشتیبان و راهنمای تو هست و اطمینان قلب پیدا کنی به عظمت و حکمت خداوند در حمایت از خودت.

در واقع باید بگم روند تکامل هر انسانی باید طی بشه و مراحل تکامل رو سپری کنه ! یعنی اینکه ما نمیتونیم با چند روز تمرین زندگی ای رو که سالها به اون عادت کرده بودیم تغییر بدیم ، باید صبور باشیم و مراحل تکامل رو طی کنیم ، که به نظر من حداقل دو الی سه سال برای هر انسانی طول میکشه.

توی این راه وقتی شما گام بر میداری ، احساست خوب میشه و ایمان پیدا میکنی به قدرت نامحدود خداوند و اینکه این دنیا بی حساب کتاب به وجود نیومده و از قوانینی پیروی میکنه ، کم کم با قوانین آشنا میشی و یاد میگیری که چطوری باید اون قوانین رو بکار بگیری تا مدام توی زندگیت اتفاقات خوب بیافته، خداوند رو در کنار خودت میبینی و روی کمک خدا حساب باز میکنی و نه هیچ کس دیگه ای، راه رو ادامه میدی و مسیر پیش پای تو روشن میشه ، با هرگامی که بر میداری مطمئنی که یه چراغ پیش پات روشن میشه و این راه رو اونقدر ادامه میدی تا از دل تاریکیهای شب میایی بیرون و به تکامل میرسی و میبینی که زندگیتو سراسر نور وشادی و لذت و عشق به خداوند فرا گرفته و این تنها راهی هست که نه تنها هیچ ضرری برای شما نداره و ارزش اون رو داره که تمام عمرتو توی این راه گام برداری ، بلکه شمارو هر لحظه قدرتمند تر میکنه و باعث میشه که آرامش و اتفاقات خوب رو هر لحظه بیشتر و بیشتر به زندگیت جذب کنی.

قوانین از آغاز تا پایان برای همه یکسان بوده و هست و پیامبر و غیر پیامبر هم نداره و خداوند همون طور که در کتاب قرآن و دیگر کتب تاریخی و آسمانی میخونیم ، همیشه بنده های خوب خودشو و پیامبرهاشو امتحان و آزمایش میکرده ، وما  توی قرآن میخونیم ، بارها و بارها ابراهیم رو آزمایش کرد ، لحظه ای که گفت فرزندتو سر ببر ، یا اینکه زمانی که ابراهیم زن و بچشو وسط یه بیابون رها کرد و رفت ، یا اینکه زمانی که به موسی گفت به نزد فرعون برو و یا حضرت محمد رو زمانی که جبرئیل رو برای اولین بار به سوی او فرستاد و بهش گفت که بخوان(اقراء) و پیامبر با ترس و حشت پا به فرارگذاشت ، ولی باز هم برگشت و خیلیایی دیگه ، قصدم اینه که مفهوم باور رو بیشتر باهاش آشنا بشیم ، زمانی که به ابراهیم وحی شد که زن و بچتو وسط بیابون رها کن و باید به ماموریت الهی بری ، ابراهیم ایمان و باور داشت که خداوند از همه چیز آگاهه و از اونها حمایت میکنه.کدوم آدمی رو میتونی پیدا کنی که زن و بچه خردسالشو ، وسط یه بیابون بی آب و علف ول کنه بره؟! غیر از اینکه که ابراهیم همه چیز مثل روز براش روشن بود و ایمان داشت و باور داشت که خداوند هوای زنو بچشو داره؟ آیا اگر باور نداشت باز هم میتونست اونهارو رها کنه و بره؟

باور انسانها در رابطه با خداوند هرچقدر محکم تر و مستحکم تر باشه ، افکاری که از ذهنش میگذره مثبت تر خواهد بود ،چون خداوندو قبول داره و میدونه که خدا سرمنشا خوبی هاست و سعی میکنه که کارهای خوبی بکنه و به این سرمنشا نزدیک تر بشه ، و وقتی که شروع میکنه به اعمال خوب و افکار خوب ، جهت زندگیش بر اساس قانون جذب،به سمتی هدایت میشه که همش خوبی هست .

یه مثال دیگه از قرآن بزنیم و بحث قانون جذب رو تمومش کنیم ، اگر طالب این هستید که موشکافانه در مورد قوانین الهی کائنات بدونید و اونها رو در جهت به خدمت گرفتن ذهنتون برای هدایت به سمت ورزش کردن که اینجا هدف ما اینه،ازش استفاده کنید ، بهتره برید و دوره  ذهن ورزشکار( راه کار عملی دستیابی به یک ذهن ورزشکار) رو ببینید.

خداوند در قرآن نمونه های زیادی از قوانین الهی رو به روشنی برای کسانی که میخوان به حقیقت دست پیدا بکنن بیان کرده ، به نمونه زیر دقت کنید :

سوره انعام آیه 106:
اتَّبِعْ ما أُوحِيَ إِلَيْکَ مِنْ رَبِّکَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکينَ
ترجمه از: استاد مهدی فولادوند:

از آنچه از پروردگارت به تو وحی شده پیروی کن. هیچ معبودی جز او نیست ، و از مشرکان روی بگردان.

 

خداوند به حضرت محمد میگه ، هرچی خداوند بهت گفته عمل کن ، تو وظیفه ات اینه که بری به اونها ابلاغ کنی و تمام ، دیگه باهاشون بحث نکن و وقتی که پیام خدارو بهشون رسوندی ازشون روی برگردون.

 چرا خداوند میگه روی برگردون ؟

 چون خدا میدونه که بر اساس قانون جذب اگه پیامبرش بشینه با اونها حرف بزنه و مشرکان همش از بت پرستی و اینکه خدایی نیست با محمد صحبت کنن ، ممکنه که پیامبر خداوند هم اثار افکاری رو که توی ذهنش عبور میده به خوش جذب کنه و از راه یکتا پرستی خارج بشه ، پس خداوند حضرت محمد رو هدایت میکرد و نمیگذاشت که با مشرکا هم دهن بشه و بهش میگفت که پیامتو برسون و برگرد و از اونها روی برگردون.

همونطور که میبینید این قانون خارق العاده حاکم بر جهان هستی پیامبر و غیر و پیامبر نمیشناسه و حاصل افکار و اعمال شمارو به زندگیتون برمیگردونه ، هرچی که باشه.

خداوند که به خوبی از قوانین حاکم بر جهان هستی آگاه هست بارها به پیامبرش گفته، فقط پیام رو ابلاغ کن و برگرد و پیش اونا نمون ، که این مطلب چندبار دیگه هم توی قرآن تکرار شده و این به خاطر اهمیت موضوع هست که خداوند به روشنی اون رو بیان کرده که قانون جذب شامل تمام انسانها میشه و هرکسی که خودش رو در شرایط فکری منفی قرار بده که افکار منفی از ذهنش عبور کنه ، اسیر دست اتفاقات منفی میشه که براش اتفاق میافته و این قانون برای همه یکسانه.

شما اگه به اضافه وزن فکر کنید و هر روز خدا به این فکر باشید که اضافه وزن خودتون رو کنترل کنید و هر بار که برای کنترل یا کاهش وزن تلاش می کنید همچنان واژه اضافه وزن توی ذهن شما رفت و آمد میکنه ، خب طبیعیه  که هر لحظه کارهایی رو به زندگی خودتون جذب می کنید که به اضافه وزن ختم می شه .

برای مثال من دوستانی رو من دیدم که میگن ما ورزش میکنیم ولی اضافه  وزنمون کم نمیشه ، این اضافه وزن منو خسته کرده دیگه ، دیگه تحمل ورزش کردن با وزن اضافو ندارم ، ورزش میکنم ولی نتیجه نمیگیرم ، خب این آدم هیچوقت خودش رو توی شرایط ایده آلی که میخواد تصور نمیکنه تا راههای رسیدن به اون شرایط ایده آل به زندگیش جذب بشه ، همش ذهنش درگیر اضافه وزن هست و میره خوشو توی آئینه نگاه میکنه و تمرکزش روی چاقی هست نه تناسب اندام.

 در نتیجه طبق قانون جذب تمرکز خودتون رو روی چیزهایی بذارید که می خواهید  نه چیزهایی که نمی خواهید، چون به هرچیزی که بیشتر فکر کنی، بیشتر به زندگیت جذب میکنی.

مثلا اگر قصد کاهش وزن رو دارید فقط و فقط روی کاهش وزن ، راههای کنترل وزن ،راههای کاهش وزن ،ورزشهایی که به کاهش وزن کمک می کنن، تمرکز کنید ، نه اینکه به خودتون بگید که میخواهید وزن اضافه خودتونرو  کم کنید ، یا بگید یا فکر کنین که میخواهید اضافه وزن خودتون رو کنترل کنید .

پس مجددا این موضوع مد نظرتون باشه که روی چیزی که میخواهید باید تمرکز کنید نه چیزی که
نمی خواهید.

نتیجه گیری فصل 3:

قانون جذب مثل آسمون میمونه، بینهایته ، هرچقدر که بخواهی میتونی ازش استفاده کنی ، هیچ انتهایی نداره ، بستگی داره به اینکه من ظرفیتم چقدر باشه و چقدر بتونم ازش استفاده کنم و چقدر باور داشته باشم که میشه! این آسمونه خدا بی نهایته و انسانها از دیر باز دوست داشتن که اون رو به تسخیر خودشون در بیارن و توی عصری که ما زندگی میکنیم ، این اتفاقات افتاده ، ولی انسان هنوز نتونسته پاشو از منظومه شمسی بیرون بذاره، آیا بعد از منظومه شمسی دیگه آسمونی نیست؟! یا ما قدرت رفتن به اون رو نداریم؟ قانون جذبم همینطوریه ،کاملا بی نهایته ، ته نداره ، این مائیم که باید ظرفیت خودمون رو زیاد و زیاد زیاد تر کنیم تا بتونیم هرروز بیشتر اتفاقات خوب رو به زندگیمون جذب کنیم.

گاهی وقتها با اینکه ما قانون رو میدونیم و میدونیم که احساس خوب ، اتفاقات خوب رو به زندگیمون جذب میکنه ، ولی قانون رو یادمون میره ، یا اگرم یادمون بیاد ، با خودمون میگیم ای بابا بیخیال،ولش کن ، حوصله ندارم و ساده از کنارش رد میشیم و توی روزمرگری زندگی غرق میشیم .

علتش اینجاست که ما هنوز قانون رو باور نکردیم و چون ضمیر ناخوداگاه اصلا دوست نداره تغییر کنه و از طرفی این قانون هم به صورت یک باور در ذهن ما ثبت نشده در نتیجه به سادگی از کنارش رد میشیم  درصورتی که اگه همین یه قانون رو به خوبی توی زندگیمون پیاده کنیم، میتونیم توی زندگیمون به هرچی که میخوایم برسیم.

فرق من با اونی که میره قهرمان المپیک میشه توی باورهامونه !

خوب که به ریز جرئیات نگاه کنی و پله پله مو شکافی کنی و بری جولو ، میبینی که اون همیشه توی زندگیش رویای المپیک و قهرمانی رو داشته و باور داشته مثل روز براش روشن بوده که بالاخره یه روزی به این افتخار میرسه و راه رو ادامه داده و هدایت شده به مسیری که در نهایت روی سکوی المپیک ایستاده، ولی من با اینکه از توانایی فیزیکی خوبی برخوردار بودم ولی هیچوقت باور نداشتم که میتونم منم مدال المپیک بگیرم و دقیقا همین اتفاق هم برای من افتاد.

میخوام بگم که باور کنی !  باور کنی که میتونی ، باور کنی که توهم میتونی به تناسب اندام دلخواهت برسی ، میتونی خصوصیات بد اخلاقیتو ترک کنی و با خصوصیاتی که دوست داری جایگزین کنی .

 میتونی به هرچیزی که در رابطه با سلامتی باشه و همیشه دوست داشتی که اونطوری باشی برسی ، فقط کافیه که باورش کنی ، کافیه که رویاتو باور کنی و احساست رو خوب نگه داری و ایمان داشته باشی که می شود ، به مرور طبق قانون جذب راه به تو نشون داده میشه و هدایت میشی به سمت همون چیزی که فکرشو میکردی.

پس باور کن دوست من ، باور کن که می شه ، تنها چیزی که مانع نرسیدن به خواسته هات هست فقط خودتی و بس ، به همین خاطره که میگن جنگ با نفس از جنگیدن در میدون جنگ سخت تره ، بیائید سعی کنیم خودمون رو تغییر بدیم و حالا که قوانین رو میدونیم از اونها به نفع خودمون استفاده کنیم.

 

برای دانلود رایگان قسمتهای 1 تا 8 مجموعه  چگونه ذهنی ورزشکار داشته باشیم اینجا کلیک کنید

 

برای ذخیره یا گوش دادن به فایل صوتی قسمت چهارم  و همچنین فایل PDF

دوره رایگان چگونه ذهنی ورزشکار داشته باشیم

با موضوع: تمرکز بر نکات مثبت و تکنیکهای انتخاب حال خوب

به ترتیب زیر عمل کنید:

1.برروی دکمه سبز رنگ زیر کلیک کنید

2.درصفحه بعد نام و آدرس ایمیل خود را وارد کنید

3.لینک دانلود برای شما نمایش داده میشود

 

 

برچسبها
جعبه دانلود
مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید.

بهتر است دیدگاه شما در ارتباط با همین مطلب باشد.

0