اپیزود۰۱-لاغری با ذهن-فصل اول-مقدمه و آشنایی با قوانین

لاغری با ذهن همیاراسپورت

 

 

((لینک دانلود مستقیم، اینجا کلیک کنید))

 

چرا توی این دنیای پر جنب و جوش لاغری و تناسب اندام که میلیارد ها پست و مطلب در رابطه با لاغری و زیبایی وجود داره و میلیون ها پرسونال ترینر و مربی و فیتنس مدل داریم.

هیچکسی نمیاد از تاثیر افکار و چگونگی کارکرد مغز بر تناسب اندام و سلامتی بگه؟

ما امروز اینجائیم تا نگاهی متفاوت و ریشه ای به حل مسائله تناسب اندام داشته باشیم ، دیدگاههایی که بهمون کمک میکنه یک بار برای همیشه سبک زندگی مون رو تغییر بدیم به سلامتی و حال خوب.

میون این همه اطلاعات در دنیای مجازی راجب لاغری و راههای لاغر شدن همیشه برای من به عنوان یه ورزشکار و کسی که برچسب مربی روش زده شده جای سوال بود که چرا هیچکسی از تاثیر ذهن و افکار برروی لاغری صحبتی نمیکنه؟ برروی سلامتی ، برروی حال خوب برروی احساس خوب .

چرا نداریم مطلب راجش؟

برای مثال:

چطوری میشه که یکی تصمیم میگیره به ورزش کردن ولی بعد از سه هفته رهاش میکنه؟

تلاش برای رژیم گرفتن چرا بعد از دو هفته نا تمام میمونه؟

چرا من نمیتونم وقتی کیک و شیرینی میبینم جولوی خودمو بگیرم؟  و با خوردن اولین شیرینی و شکسته شدن رژیم ، دیگه تا مرز انهدام پیش میرم؟

چی میشه که وقتی فنر مقاومت در میره ، دیگه حرکت میکنیم به سمت تخریب و پرخوری؟

چطوری میتونم اعتیاد به مصرف برنج و غذاهای چرب و شیرین رو درمان کنم؟

کسی که عاشق خوردن نوشابه و فست فوده چطوری میتونه برای همیشه ذهنش رو تنظیم کنه برای سالم خوری؟

اصلا سبک زندگی سالم چیه؟ اگر من بخوام شروع کنم به سالم خوری و سالم زندگی کردن چه کارهایی باید انجام بدم؟

آدمهای سالم ،ورزشکار و همیشه فیتنس ،چطوری زندگی میکنن؟

چطوری میتونیم انرژی مثبت رو در وجودمون به جریان بندازیم؟

چطوری میتونیم ورزش کردن روزانه رو مثل نفس کشیدن برای بدن لازم و ضروری ببینیم و هرروز انجامش بدیم و ازش لذت ببریم؟

مغز چطوری میتونه از ورزش لذت ببره و دوپامین،اندورفین و سروتونین ترشح کنه برای حال خوب؟

اندورفین چیه و چیکار میکنه توی مغز؟

سلولهای ذهنی، ضمیر ناخوداگاه ،دستگاه گوارش و هورمونها چطوری در ارتباط با هم کار میکنن تا یک فرد رو به ریزه خواری وادار کنن؟

نقش استرس و ارتباط اون با چاقی چیه؟

چرا وقتی من با انرژی و انگیزه خیلی زیاد استارت میزنم بعد از یه مدتی بیخیال همه چیز میشم؟ چرا نمیتونم راه ورزش رو ادامه بدم؟

سبک زندگیم چرا ورزشی نمیشه؟

چرا همیشه تنبلم؟ همیشه چاقم؟ همیشه خسته ام؟ همیشه نا امیدم؟

چرا هزار بار تلاش کردم که کمتر بخورم و جلوی خودمو بگیرم ولی هرگز موفق نشدم؟

نقش آدمهای مسموم زندگی من چیه؟ چرا یه عده هستن که مدام با انرژی منفی ضعفهای منو توی چشمم میزنن و میگن نمیتونی؟ این آدمها چه تاثیری توی زندگی و فرایند لاغری من دارن و چطوری باید باهاشون برخورد کنم؟

چطوری باید انرژی و انگیزه خودمو ، خودم شارژ کنم؟

ذهن ما چه تاثیری روی از بین رفتن یا ذخیره چربی ها میتونه داشته باشه؟

و سوال اصلی اینکه آیا با دونستن تنظیمات ،تکنیک ها و راهکارهای ذهنی میشه به تناسب اندام رسید؟

چرا همش دمنوش گیاهی؟

چرا رژیم؟

چرا ورزش سخت؟

چرا دارو؟

چرا مکمل؟

چرا جراحی؟  چرا نباید یک بار برای همیشه به صورت ریشه ای یاد بگیریم که به تناسب اندام برسیم؟

چرا هیچ مربی ، روانشناس یا پزشکی این موارد رو برامون تا حالا توضیح نداده ؟

سلام.

من مسعود پورتیموری ، فیزیولوژیست ورزشی و مربی فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام ،اینجام تا به شمایی که داری صدای منو میشونی بگم: تا زمانی که نتونی ذهنت رو با هدفت هماهنگ کنی و از تکنیک های ذهنی برای مبارزه با افکار منفی مطلع نباشی، هرگز نمیتونی به تناسب اندام برسی و این یک قانونه.

شما مشغول شنیدن اپیزود شماره یک از مجموعه پادکستهای لاغری با ذهن همیار اسپورت در فصل اول هستید.

توی این اپیزود قرار هست که یه بیوگرافی مختصر از من بشنوید و با هم بررسی کنیم که ایده تولید این پادکستها از کجا اومده و بفهمیم که راجب چه موضوعاتی قرار هست با هم حرف بزنیم.

تا اینکه شما با شنیدن چند دقیقه ای همین قسمت اول تصمیم بگیرید که آیا میخواهید وقت گرانبهای خودتون رو به پای شنیدن این پادکستها و مطالب اون بگذارید یا اینکه خیر، قرار نیست تغییری ایجاد کنید و با همون زندگی و طرز فکر قبلی میخواید ادامه بدید.

من نمیخوام شمارو ترقیب،تشویق یا کنجکاو کنم به شنیدن این پادکستها ، چون نقشی در هدایت شما ندارم و اونی که دنبال سوال میگرده خودش دنبال میکنه و به جواب میرسه ، از قدیم گفتن جوینده یابنده است.

خب اولین سوالی که شاید ذهن هر شنونده ای رو قلقلک بده که این پادکست رو دانلود کنه ، اینه که : مگه با ذهنم میشه لاغر شد؟؟؟

ببینید این روزا دیگه شما برای اینکه بخوای بفهمی چطوری باید ورزش کنی و سیستم چربی سوزی چیه و چه نکات تغذیه ای رو باید رعایت کنی

و

در کل اطلاعاتی که مرتبط با بحث فیزیولوژی ،ورزش و سوخت و ساز بدن هست.

فقط کافیه یکمی وقت بذاری و توی اینترنت یه چرخی بزنی تا به اطلاعات اساسی و لازم دست پیدا کنی ، بنظرم اگر آدم پر حوصله ای باشید نیازی هم به مربی نیست…

منم نیومدم اینجا بشینم وقت گرانبهای خودمو و شمارو بگیرم راجب مواردی صحبت کنم که همه دارن ازش میگن، مثلا هر آدم عاقلی میدونه برای لاغر شدن باید کمتر بخوره ، حتما نیازی نیست بری برنامه نقصان کالری بگیری تا کمتر بخوری.

ما اینجائیم تا ریشه ای بررسی کنیم ، مثلا بگیم خب کسی که میخواد رژیم بگیره وقتی بعد از ده روز انگیزه شو از دست میده چکار باید بکنه؟

کسی که توی رژیم هست چطوری باید وسوسه نخوردن رو کنترل کنه؟

ما میخوایم بریم سراغ ریشه و عمیق و لایه به لایه موارد رو ریشه یابی کنیم و راه کار ارائه بدیم.

چطوری باید ذهنمو کنترل کنم که سبک زندگی رو که سالها کم تحرکی و پر خوری توش بوده و  من بهش عادت کردم رو تغییر بدم؟

چطوری باید ذهنمو تنظیم کنم روی حال خوب تا اتفاقات خوب برام بیافته؟

یعنی منی که هرروز باید با غذام نوشابه بخورم؟

منی که هرروز باید برنج بخورم و به جز برنج هیچ چیز دیگه ای منو سیر نمیکنه چطوری باید ذهنمو کنترل کنم که وقتی برنج و نوشابه میبینم ازشون براحتی بگذرم و به رژیمم پایبند باشم؟

کسی که نمیتونه مقاومت کنه در مقابل وسوسه های غذایی و نمیتونه جلوی خودشو بگیره که غذا نخوره ، چطوری من تحت عنوان یه مربی بهش رژیم غذایی میدم؟

کسی که ورزش کردن براش سخته و خودش میگه من مدتهاست ورزش نکردم ، منه مربی چه برنامه ای باید بهش بدم که به ورزش عادت کنه؟

چطوری میتونه هرروز ورزش کنه و از این کار لذت ببره با اینکه توی ذهن این آدم ترس از باشگاه رفتن هست،ترس از ورزش کردن حتی توی خونه هست،ترس از مسخره شدنه ، ترس از نگاه دیگران و تحقیر هست؟

کسی که نا امیده و توی ذهنش داره مدام تکرار میکنه که من هیچوقت نمیتونم لاغر بشم ، چطوری میتونه با ورزش و رژیم به تناسب اندام برسه تا زمانی که توی ذهنش یاس و نا امیدی هست؟

چرا ما یه مدتی با انگیزه ورزش میکنیم و رژیم میگیرم و بعدش بیخیال و نا پدید میشیم؟

کسی که وقتی غذا میبینه دست و پاش شل میشه!

کسی که توی یخچال خونش پر از بستنی و شکلات و شیرینی هست!

کسی که پرخوری عصبی داره!

کسی که ریزه خواری داره!

کسی که همیشه لپاش پر از خوراکیه!!

کسی که نمیتونه حتی برای یک روز درست فکر کنه و درست انتخاب کنه برای غذا خوردن سالم، چطوری میتونه رژیم بگیره؟

کسی که با یه حرف از طرف یه آدم مسموم به کل نا امید میشه و همه چیو میذاره کنار و دیگه ادامه نمیده!

چطور میتونه یه کاهش وزن پایدار رو تجربه کنه تا به تناسب اندام برسه؟

سوال اینجاست و این سوالات و هزارتا سوال دیگه هست که من مربی رو وادار میکنه بیام اینجا توضیح بدم و بگم که تا زمانی که فرد نتونه ذهنش رو کنترل و تنظیم کنه نمیتونه هرگز به تناسب اندام برسه ، حتی اگر هزار بار رژیم بگیره و هزار بار تلاش کنه برای ورزش کردن ، تا زمانی که تنظیمات ذهنی رو بلد نباشه همیشه متاسفانه شکست خواهد  خورد.

بریم سراغ اصل مطلب:

ببینید بیس کلی ماجرا اینطوریه که ما میخوایم ذهنمون رو بررسی کنیم و به افکارمون جهت بدیم ،میخوام اول راجب قوانین حاکم بر ذهن به اطلاعات و آگاهی مناسب برسیم و بعدش با استفاده از این آگاهی به شناختی نسبی از خودمون برسیم تا بعدش بتونیم با استفاده از اون شناخت سبک زندگی رو تغییر بدیم و به حال خوب برسیم.

خب همونطور که میدونید همه رفتارهای همه ما انسانها به صورت مستقیم بر میگرده به تفکرات و باورهایی که توی ذهنمون به ثبت رسونیدم.

برای مثال :

رفتاری هایی از قبیل :پرخوری ، سالم خوری ، سیگار کشیدن ، ورزش کردن ، مشروب خوردن ، سحرخیزی ، روابط عاطفی و …

همگی بر میگرده به افکارهایی که افراد در طول زمان در ذهن خودشون حک کردن و تبدیل شده به باور و اون باور شخصیت فرد رو به صورت ناخوداگاه در موقعیت های مختلف زندگی شکل داده و در برخورد با آدمها به خوبی میشه باورهای مخرب یا سازنده اونها رو تشخیص داد.

خب مطلب سنگین بود بذارید یه خلاصه تا اینجا بگم:

رفتاری که ما در موقعیت های مختلف زندگی از خودمون نشون میدیم به صورت یک راست و مستقیم بر میگرده به افکاری که توی ذهن داریم.

تکرار میکنم:

فکری که داریم از سر عبور میدیم رفتار مارو در زندگی در نهایت میسازه

یعنی فکره به صورت ناخوداگاه داره دستور میده که چکار کنیم در اون لحظه.

 چون ما کنترلی رو ذهنمون نداریم و اصلا شاید تا الانم نمیدونستیم که میشه کنترلش کرد پس تسلیم هستیم و فقط مثل یک ربات بدون اینکه اصلا راجب کاری که داریم میکنیم ، فکر کنیم ، فقط انجامش میدیم.

حالا مثال بزنیم :

اون فردی که هرروز ورزش میکنه وسبک زندگی اش بر پایه سلامتی ، سالم خوری ، خواب کافی و پرهیز از پرخوری ، دخانیات و مشروبات الکلی هست

چطوری تونستی اینکارو کنه؟

چطوری تونسته هرروز صبح با انرژی فول و پر از امید و انرژی مثبت و انگیزه از خواب بیدار شه؟

چطوری تونسته مشروب نخوره و سیگار نکشه و استرس شو کنترل کنه ،تغذیه شو رعایت کنه، حالش خوب باشه؟

احساس رضایته از کجا میاد؟

چه افکاری توی ذهنش هستن؟

چه باورهایی داره؟

حتما خودتونم این آدمها رو دیدید .

 شما وقتی باهاشون برخورد میکنی موج انرژی مثبت شون رو دریافت میکنید و قشنگ متوجهه میشی این فرد یه زندگی با کیفیت در سطح بالایی رو داره تجربه میکنه.

زندگی که توش یا این احساسات نیست یا به ندرت اتفاق میافته و خیلی کمه.

احساساتی از قبیل نا امیدی ، نگرانی ، ترس ، حال بد ، تنفر ، حسادت نسبت به دیگران و سرکوفت به خودشون بابت زندگی و بدنی که دارن و…

این آدمها چطوری تونستن ذهن شون رو کنترل کنن؟

چطوری تونستن اینقدر نسبت به همه چیز خوشبین باشن؟

چطوری تونستن هرروز ورزش کنن و همیشه سلامت باشن و بدنشونم فیتنس باشه؟

برای جواب به این سوالات باید یکمی برگردیم به عقب و بریم یه بیوگرافی مختصر خاطره وار رو من براتون تعریف کنم.

این پرسشها از زمانی شروع شد که من حدود ۱۰ سال پیش در اوج دوران ورزش حرفه ای ام که فوتسال بازی میکردم ،دچار آسیب زانو شدم و سلامتی ام رو برای تقریبا یک سال به کل از دست دادم.

آره داشتم میگفتم.

از دنیای فوتبال و فوتسال که عشق من بود کنار رفتم ، پاهام دیگه جون نداشتن ، با قد ۱۸۳ سانتی متر به وزن ۵۸ کیلوگرم رسیدم ، افسرده شدم ، درگیر استرس شدید از نوع حمله عصبی پنیک اتک شدم ، مدام یه چیزی توی دلم مثل سیر و سرکه میجوشید ، تقریبا دو ماه نتونستم بخوابم و از کارم استعفا دادم چون نمیتونستم کار کنم و از صبح تا شب از این داروخانه و دکتر و بیمارستان به اون آزمایشگاه و مطب و روانپزشک مراجعه میکردم و کلی حال خراب و بد دیگه که نمیخوام براتون بگم چون ممکنه روی شما تاثیر منفی داشته باشه.

نداشتن سلامتی توی اون یکسال که سخت ترین سال زندگی من بود و تلاش برای داشتن زندگی سالم من رو به سمت تحقیق در رابطه با حال خوب کشوند و تاثیر ذهن برروی سلامتی ، تا اینکه بتونم قرص و دوا و دکتر رو بذارم کنار ، استرس ام رو ریشه ای درمان کنم ،بپذیرم که باید ادامه بدم و برم سمت حال خوب .

من از ۱۶ سالگی ورزش حرفه ای فوتسال میکردم ،به جز اون یک سالی که درگیر بیماری بودم همیشه ورزش کردن بخش ثابتی از زندگی من بوده و الان که اسفند ماه ۱۴۰۰ هست من به مدت ۱۵ ساله که حرفه ای ورزش میکنم و چیزی حدود هفت ساله که مربیگری بدنسازی رو شروع کردم.

من کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزشی در رشته تربیت بدنی دارم و با افتخار میخوام از این تلاشم یاد کنم که من در اصل یک محقق در زمینه روانشناسی و علی الخصوص روانشناسی ورزشی هستم.

به واسطه فعالیت ورزشی ام در باشگاههای بدنسازی ،کوهنوردی،شنا،فوتبال ،دوچرخه سواری و …

توی تمام این سالها من با آدمهای جور وا جوری در تماس بودم.

یه سری ها بودن من بهشون میگفتم : آدمهای کشویی ، مثل کشوی میز مدام در حال رفت و برگشت بودن.

یه دفعه میدید یک ماه میاد باشگاه ، بعد پیداش نمیشد تا ۴ ماه دیگه که دوباره یک ماه دیگه میومد و این فرایند مدام تکرار میشد.

و دسته دیگه افرادی که رژیم میگرفتن ولی لاغر نمیشدن.

دوستایی که ورزش میکردن ولی از ورزش کردن راضی نبودن ، میگفتن خب من ورزش میکنم ولی شکمم آب نمیشه ، من ورزش میکنم ولی وزنم ثابت مونده و همین افکار منفی اونهارو بر میگردوند به زندگی قبلی.

یه مدتی با عشق و شور و انگیزه شروع میکردن ، حالا تو هر رشته ورزشی فرقی نداشت.

لباس میخریدن ، ابزار میخریدن و ورزشهای محتلف رو شروع میکردن از قبیل ، شنا ، کوهنوردی ، دوچرخه سواری ، بدنسازی ، پبلاتس و …

مربی میگرفتن ، توی برنامه ها شرکت میکردن  ، رژیم میگرفتن با کلی حال خوب و من در متن زندگی این افراد بودم به واسطه ورزش و بعد تر شغل مربیگری و میدیدم که این افراد بعد از یه مدتی نا پدید میشدن.

خب همه این تاریخچه ها و در ارتباط بودن با آدمها با طرز فکرهای مختلف همیشه یه سوال بزرگ رو توی ذهن من شکل داده بود ، چرا ما نمیتونیم سبک زندگی مون رو تغییر بدیم به سبک ورزشی و ازش لذت ببریم؟

دلیل اصلی اینکه آدما از تناسب اندام خارج میشن چیه؟

چرا نمیتونیم هرروز ورزش کنیم؟

چرا هر بار تلاش میکنیم برای کاهش وزن نمیشه؟

چرا نمیتونیم به رژیم غذایی پایبند باشیم؟

چرا حالمون بده؟

چرا از بدنمون شکایت داریم؟

چرا وقتی توی آینه خودمون رو میبینیم همش داریم تو چش خودمون میزنیم و خودخوری میکنیم؟

چرا راضی نیستیم؟

چطوریه که بعضی آدمها همیشه حالشون خوبه و براشون اتفاقای خوب هم مدام میافته و تکرار میشه؟

چرا ما نمیتونیم موفق بشیم توی مسیر رویایی که برای خودمون در نظر گرفتیم؟

چرا ترسهامون و بهانه هامون از رویاهامون بزرگ تره؟

چرا منصرف میشیم؟

چرا ادامه نمیدیم؟

چرا با یه انرژی منفی از طرف یه آدم مسموم همه چیزو بیخیال میشیم و دیگه دنبال نمیکنیم؟

و همه این چراها باعث شد که من بیافتم دنبالش و از این جا ماجرای تولید این پادکست خارق العاده شروع شد.

تصمیم گرفتم تا حاصل تمام تحقیقهایی رو که کردم ، تمام نتایجی که از مربیگری در زندگیم گرفتم ، تمام تجربیات خودم در رابطه با ساختن راه حل برای کنترل ذهنم ، تمام حرف ها و گفته ها و راهکارها و مطالب علمی و قوانین حاکم بر ذهن و زندگی و کتابایی که خوندم رو به صورت یه پادکست در بیارم تا به سادگی بشه این تجربه رو برای کسی که بریده ولی ته وجودش یه ذره امیده و الان داره به این صدا گوش میده بگم.

بگم که رفیق خوبم خدا خیلی دوستت داره که تا اینجا شنونده بودی پس از اینجا به بعدش هم همراه باش.

شاید براتون سوال باشه چرا اینکارو میکنم؟

اینهمه وقت گذاشتن برای تولید پادکست ؟ اونم رایگان! چه سودی به حال من مسعود پورتیموری داره؟

جواب:

اول اینکه باز کردن هرگره ای از زندگی یه آدم دیگه ، باعث میشه هزاران گره از زندگی خود من باز بشه.

دوم اینکه وقتی این آگاهی بتونه به زندگی یکی کمک کنه ، اون آدم از این راه و روش برای دیگر دوستانش تعریف میکنه که مشکل مشابه دارن و حتی همیاراسپورت رو به دیگری معرفی میکنه که باعث میشه ما هرروز بزرگتر بشیم.

و در آخر من وقتی از حال خوب صحبت میکنم حالم خوب میشه و اولین مخاطب این پادکستها خود من هستم که هرروز دارم میشنومشون تا یادم بمونه و روی حال خوب متمرکز باشم.

فول فیتنس همیار اسپورت

ورزش در خانه

اگر تا اینجای ای اپیزود رو شنیدید و احساس کردید که میتونید در زندگی خودتون تغییر ایجاد کنید ، باعث خوشحالی و افتخار من هست که با شما همراه باشم و بهتون تبریک میگم و نوید این رو میدم که با دنیای متفاوتی از آگاهی آشنا خواهید شد و قول میدم که ازش لذت خواهید برد.

در واقع ما دنبال نتیجه گرفتن پرشتاب و پر عجله نیستیم.

ما میخوایم خونسرد باشیم ،مراحل تکاملی رو طی کنیم و از مسیر زندگی لذت ببریم.

ما دنبال لاغری با معجون و دمنوش گیاهی و دارو نیستیم.

دنبال کاهش وزن سریع هم نیستیم.

معجزه ای یک شبه قرار نیست اتفاق بیافته .

ما دنبال اینیم که موجی از انرژی مثبت رو در وجودمون به جریان بندازیم و بتونیم از هدر رفت این انرژی خوب جلوگیری کنیم و وجودمون رو از افکار و انرژی منفی پاک کنیم و با همین یک کار ساده تک تک سلولهای بدنمون با هدف ما هماهنگ میشن و یواش یواش و بدون زحمت به تناسب اندام خواهیم رسید.

وقتی راه درست رو فهمیدیم چیه، اونوقت تصمیم میگیریم که درست رفتار کنیم ، درست رفتار کردن نیازمند این هست که افکار غالب ذهنمون رو تغییر بدیم و با تغییر افکار غالب میتونیم به مرور باورهای خوب و سازنده رو جایگزین باورهای غلط و اشتباهی کنیم که سالهای سال مثل بتن سیمانی توی ذهن ما نقش بستن و هیچوقت نذاشتن ما وزن کم کنیم ، هیچوقت نذاشتن به تناسب اندام برسیم ، هیچوقت نذاشتن حالمون خوب باشه و از زندگی لذت ببریم.

چکیده همه این حرفها و صحبتها امروز تبدیل شده به یک علم

به این علم در روانشناسی امروز میگن

Cognitive behavior traphy  یعنی رفتار درمانی شناختی

علمی که به ما یاد میده خودمون رو بشناسیم و ریشه رفتارهامون رو پیدا کنیم ، اونوقت مثل یک مکانیک ماهر آچار به دست بشیم و بریم توی اعماق موتور مغزمون و اونجارو تعمیر کنیم تا بتونیم به حال احساس خوب زنده بودن برسیم.

منتها همینجا لازمه که بگم این اتفاق یه شبه نمیافته ، شما یه شبه دارای اضاف وزن و چربی نشدی که یه شبه از بین بره.

یه شبه بدنه از تعادل خارج نشده که یه شبه هم درست بشه.

من نمیتونم بگم این دکمه رو فشار بده تا همه مشکلات زندگیت حل بشه.

همونطوری که شب یه دفعه به روز تبدیل نمیشه، همونطوری که یه دفعه برفا آب نمیشه و بهار نمیشه ، شما هم یه شبه نتیجه نمیگیری و شما هم باید صبور باشی و تا انتهای این داستان رو ادامه بدی و همراه باشی تا به مرور مثل فصل بهار از زیر برفای زمستون سرد شکوفه بزنی و بیایی بیرون و گل بدی.

بعد از شنیدن هر قسمت بشینی راجب اون آگاهی فکر کنی ، بنویسی و یادداشت کنی و راجبش خودت تحقیق کنی و تصمیم بگیری و به مرور تلاش کنی برای اینکه زندگی بهتری داشته باشی.

هرروز تلاش کنی کمی دقیق تر

کمی سریع تر

کمی قوی تر

کمی با انگیزه تر

کمی با ایمان تر

کمی مهربان تر

کمی خوش بین تر

و کمی رویایی تر زندگیت رو ادامه بدی تا حالت خوب بشه و سبک زندگی ات تغییر کنه.

وقتی همین تغییرات کوچیک و آهسته آهسته رو توی زندگیت پیاده کردی اونوقت چشم باز میکنی و میبینی به تناسب اندام رسیدی ، اونوقت چشم باز میکنی و میبینی ورزش کردن شده یه سبک زندگی ، اونوقته که میبینی زندگیت هدف پیدا کرده ، معنی پیدا کرده ، چربی ها به کلی از بین رفتن و در یک بدن سالم و پرانرژی داری زندگی میکنی.

اونوقته که حالت خوب میشه و امواجی از انرژی های مثبت رو به جهان اطرافت پراکنده میکنی که منم قطعا توی اون سهم خواهم داشت.

پس ازت دعوت میکنم در اپیزود بعدی با همیاراسپورت همراه باشی چون اونجا میخوایم از قدم اول و از اولین قانون زیبای حاکم بر ذهن در جاده سلامتی با هم پرده برداری کنیم.

هرجای دنیا هستید بدونید که نیروی حاکم بر جهان هستی نیروی خیر هست و خداوند راه رو به کسی که میخواد پیشرفت کنه همیشه نشون داده منتها اگر اون فرد خودش بخواد که پیشرفت کنه…

و در رابطه با همین موضوع حافظ عزیز همشهری گلم میگه که:

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشونوی

گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش

ضمنا کامنت و نظر و حمایت یادتون نره ، دوستون دارم و در اپیزود بعدی منتظرتون هستم.

خدا نگهدار.

 

مطالعه بیشتر